خرید بک لینک
در اتوبوس نشسته بودم. از آن اتوبوسهای اولخط-آخرخط. یعنی رسماً پیه سه ربع تا یک ساعت را در آن تاریکی شب و شلوغی شهر به تنم مالیده بودم و خوشحال از این که برای یک بار هم شده، موبایلم شارژ دارد و میتوانم یک دل سیر بازی کنم و تمام فایلهای صوتی تصویری را که هی جمع کردهام و گذاشتهام برای بعد، را حالا ببینم و گوش کنم. آنقدر هم خوش شانس بودم که تقریباً آخرین صندلیها هم نصیبم شد. خلاصه خودم را آماده کرده بودم که یک ساعتی از دنیا به دور، با خودم در خلوت باشم که یک دختربچه نا آرام و پر سرو صدا همسایه من شد. البته مادرش کنار من نشست و بچه را هیچ جا نمیتوانست بنشاند. بعد از مشاهده کشمکش مادر و دختر و دیدن بی تفاوتی خواهر بزرگتر دخترک در صندلی آن سوتر، و شنیدن غرولند مردم خسته و بی حوصله در آن ساعت، به خودم گفتم مثلا من ادعای کتاب و مطالعه دارم و عشق داستانم و ... و دلم و به دریا زدم و بعد از کسب اجازه از مادر، گفتم: بچه جون بیا اینجا ببینم، میخواهم برات قصه بگم که یک لحظه سکوت همه جا را فراگرفت. آن همهمه همیشگی اتوبوس به یک باره فرونشست و من با مونا به صورت چشم تو چشم و چند مونای دیگر به صورت شنواهای خاموش آشنا شدم. مونا، دختربچه دوست داشتنی و زنده دلی که بسیار با شهامت بود و تند تند برعکس هر چه میخواستم عمل میکرد. من هم باب یک داستان تعاملی را با خودش شروع کردم که در آن مجبور شد به

برچسب: نویسنده: آرین رضوانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 20:44

مادرم اصرار داشت تا وقتی میشود کتاب امانت گرفت لزومی ندارد کتاب بخریم و اعتقادش بر این بود که کتاب برای خواندن است نه قایم کردن ولی من مثل موش، عاشق انبار کردن بودم و هنوز هم هستم. کتابهای من به دو دسته یک بار خوانده شده، و صد بار خوانده شده تقسیم میشوند. بعد از دست دادن ناجوانمردانه چند کتاب به امانت داده و بازپس نگرفته، وسواس خرید چندتایی کتابهای خاص خودم هم به سایر مشکلات اضافه شده است. در این حالت، کتاب مورد علاقه حتی توی قفسه کتاب هم نمیرود و عمدتاً عمر خود را جز مواقعی که خوانده میشود در کشو یا کمد میگذراند. الان لزوم مخزن را در کتابخانه به روشنی درک میکنم. حالا که به گذشته فکر می کنم متوجه می شوم جمله کلیدی "بوی چسب کتاب میدی" را پدرم در اعتراض به کار کردن مادرم در کتابخانه به کار می برده است. چون من که همیشه بعد از شنیدن این حرف دوباره مادرم را با لذت بو می کردم، فکر می کردم این عطرها را کجا می فروشند. وقتی برای اولین بار در سالن اصلی و برای افتتاحیه سومین کنگره متخصصان علوم اطلاعات نشسته بودم، نگاهی به اطرافم کردم و به برادرم تلفن زدم که جایت خالی، من الان بین کتابدارها نشستهام و گفت تو بالاخره خودت را رساندی به جایی که همیشه میخواستی باشی و من گفتم خبر نداری که چه بوی چسب کتابی میدهند و نمیدانم چرا بعد از این حرف، مجبور شد حساسیت فصلی را بهانه کند و نیم ساعتی

برچسب: نویسنده: آرین رضوانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 20:44

خودتان را کشف کنید. شناخت واقعی از ارزشها، باورها، نقاط ضعف و قوت خود بیابید. گوشه دنجی در بازار رشته یا حوزه خود بیابید. تمرکز و تخصص موضوعی در برندسازی داشته باشید. برند خودتان را بسازید. ایجاد برندسازی معادل ایجاد یک کسب و کار است. اولین، تنهاترین، و متفاوتترین باشید. به پیام ها گوش بدهید و کنترل کنید. روی صدایتان کار کنید. طراحی لوگو یا نشان تجاری (نمانام) محتوای مناسب تولید کنید، محتوا پادشاه است. در بازاریابی سنتی، هدف فقط فروش کالاست. اما در بازاریابی محتوایی، ایده محصول، عامل فروش کالاست. کار کردن روی رتبه بازیابی نامتان در گوگل شبکه سازی کنید. از اصول بازاریابی شبکهای استفاده کنید. کانالهای ارتباطی خودتان را بیابید. جذب مخاطب و طرفدار برای خود حضور فیزیکی مداوم در جامعه و اجتماعات. از پشت میز بلند شوید و در دنیای واقعی خودتان را نشان دهید. ایجاد مدخل در ویکی پدیا امضاء نامه یا ایمیل. یک امضاء unique داشته باشید. معرفی خود هنگام مراودات رودررو همواره دانشجوی حوزه موضوعی خود باشید. خردمندانه بدانید همیشه، همه چیز در حال تغییر است. اگر در حال رشد کردن نیستید، پس در حال جا زدن هستید. برتری و در اوج بودن در حوزه کاری خودتان خیلی مهم است. اما نباید به ازاء آسیب زدن به دیگران باشد زیرا چنین برتری پایدار نیست. منبع: کارگاه برندسازی برای نویسندگان، پژوهشگران و استادان، دکت

برچسب: نویسنده: آرین رضوانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 20:44

مقدمه مترجمما عادت کردهایم تا اطلاعات موردنیاز خود را روزانه از منابع مختلفی به دست آوریم، تلویزیون، روزنامه، فضای مجازی، دوستان و آشنایان؛ اما در دورانی که عصر اطلاعات نام گرفته است، اطمینانی به منبع خبرمان داریم؟ آیا انتشاردهندگان اخبار عامداً یا سهواً آنچه را که میخواهند به ما ارائه میدهند یا تمام آنی را که حقیقت است؟ برای مطالعه بیشتر این مقاله، به سایت مجله الکترونیکی "کتابدار 2.0" رجوع کنید. درباره مجله مجلهای حرفهای، کارآمد و فناورانه که توسط کتابداران و متخصصان علم اطلاعات، تولید محتوا میشود. مجله به صورت الکترونیکی منتشر میشود و بستر اتاق تحریریه بر شبکههای اجتماعی شکل گرفته است. http://lib2mag.ir برچسبها: کتابدار, مجله الکترونیکی, مترجم + نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۶ساعت 8:0 توسط لیلی بنی هاشمی |

برچسب: نویسنده: آرین رضوانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 20:44

مقدمه مترجمپس از اجرای طرح ملی سوادآموزی، میانگین نرخ مطالعه در کشور مالزی در ۱۹۸۲ (۱۳۶۱ شمسی) از یک تا ۲ صفحه در سال در عرض ۱۴ سال، در ۱۹۹۶ (۱۳۷۵ شمسی) به ۲ کتاب در سال رسید. اگرچه این نرخ، رشدی فزاینده داشت اما از آن تاریخ تا سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴ شمسی) هم چنان ثابت باقی مانده است. برای مقایسه خوب است که بدانیم کمترین نرخ مطالعه متعلق به کشور امارات متحده عربی با ۶ دقیقه مطالعه در سال است. اگر نرخ معمولی مطالعه یعنی خواندن ۲۰۰ تا ۲۵۰ کلمه در دقیقه را در نظر بگیریم و متوسط کلمات یک کتاب با ۲۵۰ کلمه در هر صفحه را معادل ۱۰۰۰۰ کلمه در نظر بگیریم درمییابیم نرخ مطالعه هر فرد در امارات متحده عربی حدود ۶ صفحه یا دو صدم یک کتاب در سال است. آموزشوپرورش در کشور مالزی رایگان است و اکثریت جوان این کشور به سه زبان به کتاب دسترسی دارند. دولت برای افزایش سرانه انتشار کتاب، طرحهای تشویقی و وامهای مدتدار و کمکهزینه ترجمه خصوصاً برای انتشار آثار ادبی به زبانهای غیربومی ارائه نموده، همچنین ناشران مستقل و غیردولتی، پس از پیوستن دولت به معاهده برن، با برخورداری از مزایای خرید حق طبع و نشر، به آثار پرفروش روز دنیا به سرعت دسترسی دارند. با توجه به اقبال عمومی در خصوص کتب دیجیتالی، هم ناشران دولتی و هم ناشران مستقل در تلاش برای ورود به این بازار جدید بوده و نمایشگاههای بینالمللی سالانه در این رابطه،

برچسب: نویسنده: آرین رضوانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 20:44

صفحه بندی